فعل
گور خود را گم کردن، دور شدن (عاميانه)
معانی و تعاریف fortscheren:
- به صورت محاوره و اغلب بیادبانه به کسی گفتن که از آنجا برود یا گمشو
جملات نمونه برای fortscheren:
Er schrie den grölenden Betrunkenen zu, sie sollen sich endlich ''fortscheren'' von hier.
او بر سر مستهای پر سروصدا فریاد زد که بالاخره از اینجا گم شوند.
''Scher'' dich ''fort'' vom Zwetschgenkuchen, du blöde Wespe!
از کنار کیک آلو گم شو (دور شو)، ای زنبور احمق!
Scher dich fort!
گمشو!