fortsetzen
ادامه دادن، پی گرفتن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) fortsetzen
ادامه دادن، پی گرفتن (یک فعالیت، صحبت، کار یا مسیر)
- Wir müssen die Arbeit trotz der Unterbrechung fortsetzen.ما باید کار را با وجود وقفه پیشآمده ادامه دهیم.
- Er setzte seine Rede nach einer kurzen Pause fort.او پس از یک مکث کوتاه به سخنرانی خود ادامه داد.
2
sich + fortsetzen
ادامه یافتن، امتداد داشتن (به صورت انعکاسی)
- Der positive Trend setzt sich auch in diesem Jahr fort.روند مثبت در این سال نیز ادامه مییابد.
- Die Straße setzt sich nach der Grenze als Autobahn fort.جاده پس از مرز به عنوان بزرگراه امتداد پیدا میکند.