fortspülen
شستن و بردن، شسته شدن و رفتن
Beispiele
- An der Steilküste sind Teile des Ufers ''fortgespült'' worden.بخشهایی از ساحل در ساحل شیبدار شسته شده و رفتهاند.
- Der Regen ''spülte'' das Blut des angefahrenen Rehs ''fort.باران خون گوزن تصادف کرده را شست و برد.
- Die Aufzeichnungen sind in den Gully gefallen und wurden im Abwasserkanal ''fortgespült.اسناد افتادند در جوی آب و در کانال فاضلاب شسته شدند و رفتند.
- Die Tsunami ''spült'' alles ''fort,'' was ihr in den Weg kommt.سونامی هر آنچه را که سر راهش باشد، میشوید و میبرد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
شستن و از بین بردن، با آب بردن
- Der Regen spülte den Schmutz von der Straße fort.باران کثیفی را از خیابان شست و برد.
- Die Flut hat ganze Häuser fortgespült.سیل خانههای کامل را با خود برده است.