fortstoßen
دور کردن، راندن، طرد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas fortstoßen)
چیزی یا کسی را با فشار فیزیکی از خود دور کردن، دفع کردن.
- Er stieß den Angreifer mit aller Kraft fort.او مهاجم را با تمام قدرت به عقب راند.
- Sie stieß den schweren Karton vom Tisch fort.او جعبه سنگین را از روی میز به کنار هل داد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas fortstoßen)
به صورت مجازی، کسی را طرد کردن، از خود راندن یا بیگانه کردن.
- Seine abweisende Haltung hat viele Freunde fortgestoßen.رفتار طردکنندهاش بسیاری از دوستان را از او دور کرد.
- Man sollte niemanden wegen seiner Herkunft fortstoßen.نباید کسی را به خاطر اصل و نسبش طرد کرد.