fortwerfen
دور انداختن، پرت کردن (اشیاء کهنه)
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی ناخواسته یا کهنه را دور انداختن و خلاص شدن
- Er hat die kaputten Schuhe einfach fortgeworfen.او کفشهای خراب را به سادگی دور انداخت.
- Wir sollten diese alten Dokumente nicht fortwerfen.نباید این اسناد قدیمی را دور بیندازیم.