fortzufließen

Aussprache: /fɔʁtˈtsuːˌfliːsn̩/
Worttrennung: fort·zu·flie·ßen
Erweiterter Infinitiv

جاری شدن، روان شدن (به عقب)

Bedeutungen

1 معمولاً با حروف اضافه مکانی مانند aus (از) یا in (به) همراه است.

به معنای جاری شدن یا سرازیر شدن مایعات، به ویژه در مقادیر زیاد یا به صورت غیرقابل کنترل، اغلب با بار معنایی منفی یا نشان‌دهنده از دست دادن یا هدر رفتن.

  • Nach dem Dammbruch floss das Wasser unaufhaltsam fort und überflutete die umliegenden Dörfer.پس از شکستن سد، آب به طور غیرقابل توقفی سرازیر شد و روستا‌های اطراف را زیر آب برد.
  • Die wertvollen Ressourcen des Landes begannen, durch Korruption und Misswirtschaft fortzufließen.منابع ارزشمند کشور به دلیل فساد و سوء مدیریت شروع به هدر رفتن کردند.