fortzulächeln

Aussprache: /ˌfɔʁttsuːˈlɛçl̩n/
Worttrennung: fort·zu·lä·cheln
Erweiterter Infinitiv

با لبخند رد شدن، نادیده گرفتن با لبخند

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

با وجود دشواری یا ناراحتی، با لبخندی بر لب به مسیر خود ادامه دادن یا از موقعیتی عبور کردن، نشان دادن خویشتن‌داری و آرامش در شرایط سخت.

  • Trotz der enttäuschenden Nachrichten musste er dem Protokoll zuliebe fortlächeln.علی‌رغم اخبار ناامیدکننده، او مجبور بود به خاطر رعایت تشریفات، با لبخند ادامه دهد.
  • Sie lernte, ihre Sorgen fortzulächeln und nach außen hin Stärke zu demonstrieren.او آموخت که نگرانی‌هایش را با لبخند پنهان کند و در ظاهر، قدرت را به نمایش بگذارد.