fortzupflanzen
تکثیر کردن، تولید مثل کردن
Bedeutungen
1
sich
(گیاهان، حیوانات) تولید مثل کردن، تکثیر شدن (به صورت انعکاسی)
- Viele Tiere pflanzen sich im Frühling fort.بسیاری از حیوانات در بهار تولید مثل میکنند.
- Diese Pflanze kann sich sehr schnell fortpflanzen.این گیاه میتواند خیلی سریع تکثیر شود.
2
sich
(صدا، نور، بیماری، خبر) منتشر شدن، گسترش یافتن (به صورت انعکاسی)
- Der Schall pflanzt sich in Wellen fort.صدا به صورت موجی منتشر میشود.
- Die Krankheit pflanzte sich schnell in der Bevölkerung fort.بیماری به سرعت در بین مردم گسترش یافت.