fortzuschütten

Aussprache: /fɔʁtˈtsuːʃʏtn̩/
Worttrennung: fort·zu·schüt·ten
Erweiterter Infinitiv

به ریختن ادامه دادن، به ریختن ادامه دادن (در مورد مایعات یا مواد پودری)

Bedeutungen

1 Akkusativ (ماده ریخته شده)، nach + Dativ (مقصد)

عمل ریختن یا انباشتن مداوم و پیوسته مقداری از یک ماده به مکانی دیگر، با تأکید بر تداوم و حجم زیاد.

  • Die Arbeiter mussten den Schutt fortzuschütten, um die Baustelle freizuräumen.کارگران مجبور بودند نخاله‌ها را به طور مداوم انباشته کنند تا محل ساخت و ساز را پاکسازی نمایند.
  • Man entschied sich, das überschüssige Material fortzuschütten, anstatt es zu recyceln.تصمیم گرفته شد که به جای بازیافت، مواد اضافی را به طور پیوسته تخلیه کنند.