fortzuschreiten
پیشرفت کردن، جلو رفتن
Bedeutungen
1
(intransitiv)
(کار، زمان، روند) پیش رفتن، جلو رفتن، ادامه یافتن
- Die Arbeit schreitet gut fort.کار به خوبی پیش میرود.
- Die Zeit schreitet unaufhaltsam fort.زمان بیوقفه به جلو میرود.
2
(intransitiv)
(بیماری، وضعیت) بدتر شدن، وخیمتر شدن، پیشرفت منفی کردن
- Die Krankheit schreitet schnell fort.بیماری به سرعت پیشرفت میکند (وخیم میشود).
- Der Verfall des Gebäudes schreitet fort.فرسودگی ساختمان ادامه دارد.