fortzusetzen
ادامه دادن، از سر گرفتن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(کاری، فعالیتی، سخنی) ادامه دادن، از سر گرفتن
- Wir müssen die Besprechung morgen fortsetzen.ما باید جلسه را فردا ادامه دهیم.
- Er setzte seine Reise fort, obwohl er müde war.او سفرش را ادامه داد، با اینکه خسته بود.
2
sich
(خودش) ادامه یافتن، ادامه پیدا کردن (به صورت انعکاسی)
- Die Diskussion setzte sich bis spät in die Nacht fort.بحث تا دیروقت شب ادامه یافت.
- Diese Tradition wird sich auch in Zukunft fortsetzen.این سنت در آینده نیز ادامه خواهد یافت.