fortzuwischen
پاک کردن، زدودن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(چیزی را) با دستمال، اسفنج یا پارچه پاک کردن یا زدودن
- Sie wischte die Tränen fort.او اشکهایش را پاک کرد.
- Er wischte den Staub vom Tisch fort.او گرد و غبار را از روی میز پاک کرد.