forwarden

Aussprache: /ˈfɔːɐ̯vaːɐ̯dn̩/
Wortzerlegung: for·war·den
فعل

فوروارد کردن، ارسال کردن (ایمیل)

Beispiele

  • Ich konnte sie wiederherstellen, etwa dreißig Stück. Hab sie dir ''geforwardet'' und alles ausgedruckt.من توانستم آنها را بازیابی کنم، حدود سی تا. برایت فوروارد کردم و همه چیز را پرینت گرفتم.

Bedeutungen

1 Akkusativ

فوروارد کردن، ارسال کردن (ایمیل، پیام یا اطلاعات به شخص دیگر)

  • Kannst du mir die E-Mail bitte forwarden?می‌توانی لطفاً این ایمیل را برایم فوروارد کنی؟
  • Ich habe die Nachricht an alle Kollegen geforwardet.من پیام را برای همه همکاران فوروارد کردم.