forwarden
فوروارد کردن، ارسال کردن (ایمیل)
Beispiele
- Ich konnte sie wiederherstellen, etwa dreißig Stück. Hab sie dir ''geforwardet'' und alles ausgedruckt.من توانستم آنها را بازیابی کنم، حدود سی تا. برایت فوروارد کردم و همه چیز را پرینت گرفتم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
فوروارد کردن، ارسال کردن (ایمیل، پیام یا اطلاعات به شخص دیگر)
- Kannst du mir die E-Mail bitte forwarden?میتوانی لطفاً این ایمیل را برایم فوروارد کنی؟
- Ich habe die Nachricht an alle Kollegen geforwardet.من پیام را برای همه همکاران فوروارد کردم.