فعل
فوروارد کردن، ارسال کردن (ایمیل)
معانی و تعاریف forwarden:
- فوروارد کردن، ارسال کردن (ایمیل، پیام یا اطلاعات به شخص دیگر)
جملات نمونه برای forwarden:
„Ich konnte sie wiederherstellen, etwa dreißig Stück. Hab sie dir ''geforwardet'' und alles ausgedruckt.“
«من توانستم آنها را بازیابی کنم، حدود سی تا. برایت فوروارد کردم و همه چیز را پرینت گرفتم.»
Kannst du mir die E-Mail bitte forwarden?
میتوانی لطفاً این ایمیل را برایم فوروارد کنی؟
Ich habe die Nachricht an alle Kollegen geforwardet.
من پیام را برای همه همکاران فوروارد کردم.