das fotografisches Gedächtnis
حافظه تصویری (عکاسی)
Bedeutungen
1
توانایی به خاطر سپردن و بازخوانی جزئیات بصری با دقت بسیار بالا، شبیه به عکس.
- Sie hat ein fotografisches Gedächtnis und vergisst nie, wo sie etwas hingelegt hat.او حافظه تصویری دارد و هرگز فراموش نمیکند که چیزی را کجا گذاشته است.
- Mit seinem fotografischen Gedächtnis konnte er sich jede Seite des Buches merken.او با حافظه تصویری خود توانست هر صفحه از کتاب را به خاطر بسپارد.
- Ein fotografisches Gedächtnis ist für manche Berufe, wie z.B. Detektiv, sehr nützlich.حافظه تصویری برای برخی مشاغل، مانند کارآگاه، بسیار مفید است.