anfressen
نیمخور کردن، پوساندن، عصبانی کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (etwas anfressen)
قسمتی از چیزی را گاز زدن و آسیب رساندن (توسط حیوان، حشره یا حتی مواد شیمیایی).
- Die Motten haben den Pullover angefressen.بیدها پلیور را سوراخ کرده بودند.
- Die Säure frisst das Metall an.اسید فلز را میخورد (پوسانده).
2
Akkusativ (etwas anfressen)
شروع خوردگی شیمیایی، زنگزدگی یا پوسیدگی در سطح فلزات، مواد یا بافتها.
- Das Salz hat den Rost am Auto angefressen.نمک باعث زنگزدگی ماشین شده بود.
- Die Feuchtigkeit kann das Holz anfressen.رطوبت میتواند چوب را بپوساند.
3
Akkusativ (jemanden anfressen) / (angefressen sein)
کسی را عصبانی، کلافه یا ناراحت کردن (معمولاً در حالت صفت مفعولی "angefressen sein" به کار میرود).
- Er war sichtlich angefressen wegen der Kritik.او به وضوح به خاطر انتقاد ناراحت بود.
- Lass dich nicht von seinen Worten anfressen.نگذار حرفهایش تو را عصبانی کند.