weiterfressen

Aussprache: /ˈvaɪ̯tɐˌfrɛsn̩/
Worttrennung: wei·ter·fres·sen
فعل

به خوردن ادامه دادن (حیوان)، سرایت فرسایشی پیش‌رونده

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

ادامه دادن جانور به چرا و بلعیدن غذا بدون توقف.

  • Die Schafe fraßen auf der Weide weiter.گوسفندان به چرا در مرتع ادامه دادند.
  • Der Hund fraß ununterbrochen weiter.سگ بی‌وقفه به خوردن ادامه داد.
2 sich (Akkusativ) (sich weiterfressen)

گسترش یافتن عفونت، التهاب یا خوردگی به بافت‌ها و قسمت‌های دیگر.

  • Die Krankheit frisst sich weiter in das gesunde Gewebe.بیماری به بافت سالم ادامه می‌دهد و گسترش می‌یابد.
  • Der Rost frisst sich weiter durch das Metall.زنگار به فلز ادامه می‌دهد و آن را می‌خورد.