wegfräsen
با فرز تراشیدن و برداشتن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas wegfräsen)
با دستگاه فرز چیزی را تراشیدن، بریدن یا از بین بردن (مواد).
- Der Bauarbeiter fräste den alten Lack von der Wand weg.کارگر ساختمانی رنگ قدیمی را با فرز از روی دیوار تراشید.
- Mit der Maschine wurde das Holz präzise weggfräst.با دستگاه، چوب به دقت تراشیده شد.
2
Akkusativ (jemanden / etwas wegfräsen)
به طور کامل از بین بردن یا حذف کردن (مانند یک مانع یا مشکل).
- Die neue Technologie hat viele alte Probleme einfach weggfräst.فناوری جدید بسیاری از مشکلات قدیمی را به سادگی از بین برد.
- Wir müssen diese bürokratischen Hürden wegfräsen, um voranzukommen.ما باید این موانع بوروکراتیک را برای پیشرفت از بین ببریم.