fräsen

Aussprache: /ˈfrɛːzən/
Worttrennung: frä·sen
فعل

فرزکاری کردن، با فرز تراشیدن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas fräsen)

فرزکاری کردن، تراشیدن یا شکل دادن به مواد (مانند فلز، چوب یا پلاستیک) با استفاده از دستگاه فرز.

  • Der Mechaniker muss die Metallteile präzise fräsen.مکانیک باید قطعات فلزی را با دقت فرزکاری کند.
  • Mit dieser Maschine können wir Holz leicht fräsen.با این دستگاه می‌توانیم چوب را به راحتی فرز کنیم.