fröhlich

Aussprache: /ˈfrøːlɪç/
Worttrennung: fröh·lich
صفت

شاد، شاداب، سرزنده

Bedeutungen

1

احساس یا نشان دادن شادی، خوشحالی و رضایت؛ شاد و پرانرژی.

  • Die Kinder waren fröhlich und spielten im Garten.بچه‌ها شاد بودند و در باغ بازی می‌کردند.
  • Sie hatte eine fröhliche Stimme, die alle ansteckte.او صدایی شاد داشت که همه را تحت تأثیر قرار می‌داد.
  • Es war ein fröhlicher Anlass, alle waren gut gelaunt.مناسبت شاد بود، همه روحیه خوبی داشتند.