frömmeln

Aussprache: /ˈfrœml̩n/
Worttrennung: fröm·meln
فعل

ظاهرسازی مذهبی کردن، تظاهر به دینداری کردن، تقدس‌مآبی کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

ریاکاری مذهبی کردن، تظاهر به دینداری کردن، تقدس‌مآبی کردن.

  • Er frömmelt nur, um bei anderen gut dazustehen.او فقط تظاهر به دینداری می‌کند تا نزد دیگران خوب به نظر برسد.
  • Manche Leute frömmeln, anstatt wirklich fromm zu sein.برخی افراد به جای اینکه واقعاً دیندار باشند، ریاکاری مذهبی می‌کنند.