fromm
مذهبی، پارسا، مطیع
Bedeutungen
1
کسی که به شدت به دین خود پایبند است و اعمال مذهبی را با دقت انجام میدهد؛ پارسا.
- Sie ist eine sehr fromme Frau und geht jeden Sonntag zur Kirche.او زنی بسیار مذهبی است و هر یکشنبه به کلیسا میرود.
- Der fromme Mönch lebte ein einfaches Leben.راهب پارسا زندگی سادهای داشت.
- Er hat fromme Wünsche, aber wenig Hoffnung auf Erfolg.او آرزوهای مذهبی (یا نیک) دارد، اما امید کمی به موفقیت.
2
در معنای قدیمیتر یا گاهی طعنهآمیز، مطیع، آرام و بیخطر.
- Der Hund war früher sehr wild, ist aber jetzt ganz fromm geworden.سگ قبلاً خیلی وحشی بود، اما حالا کاملاً آرام شده است.
- Er tat, als sei er ein frommes Lamm, aber er war gerissen.او طوری رفتار میکرد که انگار برهای بیگناه است، اما حیلهگر بود.
- Manche Leute denken, ein frommes Mädchen sollte keine lauten Hobbys haben.برخی افراد فکر میکنند دختری مطیع نباید سرگرمیهای پر سر و صدا داشته باشد.