einfrieren
منجمد کردن، فریز کردن، مسدود کردن، قفل کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas einfrieren)
مواد غذایی یا مایعات را برای نگهداری طولانیمدت در دمای بسیار پایین (فریزر) قرار دادن تا منجمد شوند.
- Wir müssen das Fleisch einfrieren, bevor es verdirbt.ما باید گوشت را قبل از فاسد شدن منجمد کنیم.
- Die Ernte wurde eingefroren, um sie für den Winter zu lagern.محصول برای انبار کردن برای زمستان منجمد شد.
2
intransitiv (بدون مفعول)
(در مورد کامپیوتر، سیستم یا برنامههای نرمافزاری) از کار افتادن ناگهانی، قفل کردن و عدم پاسخگویی.
- Mein Computer ist schon wieder eingefroren, ich muss ihn neu starten.کامپیوتر من دوباره قفل کرد، باید آن را دوباره راهاندازی کنم.
- Das Programm ist beim Speichern eingefroren und alle Daten sind verloren.برنامه هنگام ذخیره کردن قفل کرد و تمام دادهها از دست رفت.
3
Akkusativ (jemanden / etwas einfrieren)
(در مورد حسابهای بانکی، داراییها یا پروژهها) مسدود کردن، توقیف کردن یا متوقف کردن فعالیتها به دلایل قانونی یا اداری.
- Die Behörden haben das Konto des Verdächtigen eingefroren.مقامات حساب فرد مظنون را مسدود کردند.
- Aufgrund der Ermittlungen wurden alle Vermögenswerte eingefroren.به دلیل تحقیقات، تمام داراییها مسدود شدند.