frühlingshaft

Aussprache: /ˈfryːlɪŋshaft/
Worttrennung: früh·lings·haft
صفت

بهاری، شبیه به بهار

Bedeutungen

1

شبیه به فصل بهار؛ دارای ویژگی‌های بهار مانند هوای ملایم، شکوفایی گل‌ها، یا حس تازگی و نو شدن.

  • Die Luft war heute mild und frühlingshaft.هوای امروز ملایم و بهاری بود.
  • Sie trug ein leichtes, frühlingshaftes Kleid.او لباسی سبک و بهاری پوشیده بود.
  • Der Duft von blühenden Blumen erfüllte den frühlingshaften Garten.عطر گل‌های شکفته باغ بهاری را پر کرده بود.