frühzeitig
زودتر از موعد، پیش از وقت
Beispiele
- Wir haben uns die Karten vorsichtshalber relativ ''frühzeitig'' besorgt.ما برای احتیاط بلیطها را نسبتاً زودتر از موعد تهیه کردیم.
- Schon wieder muss Tiger Woods ein Golfturnier wegen Rückenproblemen ''frühzeitig'' beenden.باز هم تایگر وودز مجبور شد یک تورنمنت گلف را به دلیل مشکلات کمر زودتر از موعد به پایان برساند.