ausfressen

Aussprache: /ˌaʊsˈfrɛsn̩/
Worttrennung: aus·fres·sen
فعل

تا ته خوردن ظرف، شیطنت کردن، خورده شدن با اسید

Bedeutungen

1 Akkusativ (etwas + ausfressen)

محتویات درون یک ظرف یا غذا را با خوردن کاملاً خالی کردن.

  • Der Hund hat den Napf leer gefressen.سگ کاسه غذا را تا ته خورد.
  • Die Kinder fraßen die Süßigkeiten aus der Schüssel.بچه‌ها شیرینی‌ها را از کاسه تمام کردند.
2 Akkusativ (etwas / Unsinn + ausfressen)

دست زدن به شیطنت، کار اشتباه یا خرابکاری (اغلب در مورد کودکان یا حیوانات).

  • Was hat dieser kleine Junge schon wieder ausgefressen?این پسر بچه دوباره چه شیطنتی کرده است؟
  • Der Papagei hat die Tapete angefressen.طوطی کاغذ دیواری را خراب کرده است.
3 Akkusativ (etwas + ausfressen)

ایجاد سوراخ یا گودی بر اثر فرسایش، خوردگی یا واکنش شیمیایی (مانند اسید).

  • Die Säure hat das Metall an einigen Stellen ausgefressen.اسید فلز را در برخی نقاط خورده بود.
  • Durch das ständige Reiben ist das Material ausgefressen.در اثر سایش مداوم، مواد فرسوده شده و سوراخ شده است.