zurückfragen
دوباره پرسیدن, سؤال متقابل کردن, استعلام مجدد کردن
Bedeutungen
1
intransitiv (بدون مفعول)
سؤالی را به خود پرسشکننده بازگرداندن یا پرسش متقابل مطرح کردن، به جای پاسخ دادن سؤال کردن
- Anstatt die Frage zu beantworten, fragte er nur zurück.او به جای پاسخ دادن به سؤال، فقط سؤال متقابل پرسید.
- Sie versuchte, die unangenehme Frage durch Zurückfragen zu umgehen.او سعی کرد با پرسیدن سؤال متقابل، از پرسش ناخوشایند اجتناب کند.
2
bei + Dativ (bei jemandem zurückfragen) / nach + Dativ (nach etwas zurückfragen)
برای رفع ناواضیاحی یا حصول اطمینان مجدد، سؤال پرسیدن، استعلام کردن
- Ich muss bei Ihnen zurückfragen, ob die Lieferung pünktlich erfolgt.من باید از شما سوال کنم که آیا تحویل به موقع انجام میشود یا خیر.
- Er fragte beim Lehrer nach, um sicherzugehen, dass er die Aufgabe richtig verstanden hatte.او از معلم پرسید تا مطمئن شود که تکلیف را درست فهمیده است.