ausfragen

Aussprache: /ˈaʊ̯sˌfraːɡn̩/
Worttrennung: aus·fra·gen
فعل

تخلیه اطلاعاتی کردن، سؤال‌پیچ کردن، بازجویی کردن

Bedeutungen

1 jemanden (Akkusativ) + über/nach + Akkusativ/Dativ ausfragen

با پرسیدن سؤالات متعدد و مداوم، اطلاعات زیادی از کسی بیرون کشیدن (از روی کنجکاوی یا رسمی)

  • Die Polizei befragte den Zeugen stundenlang über den Vorfall.پلیس ساعت‌ها از شاهد در مورد حادثه سؤال پرسید.
  • Sie fragte ihn nach seinen Plänen für die Zukunft aus.او از او در مورد برنامه‌هایش برای آینده سؤال کرد.