ausfragen
تخلیه اطلاعاتی کردن، سؤالپیچ کردن، بازجویی کردن
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) + über/nach + Akkusativ/Dativ ausfragen
با پرسیدن سؤالات متعدد و مداوم، اطلاعات زیادی از کسی بیرون کشیدن (از روی کنجکاوی یا رسمی)
- Die Polizei befragte den Zeugen stundenlang über den Vorfall.پلیس ساعتها از شاهد در مورد حادثه سؤال پرسید.
- Sie fragte ihn nach seinen Plänen für die Zukunft aus.او از او در مورد برنامههایش برای آینده سؤال کرد.