fragil
شکننده، ترد، ظریف
Beispiele
- Dein Kartenhaus sieht aber ziemlich ''fragil'' aus.خانه پوشالی تو به نظر خیلی شکننده میرسد.
- Um die ''fragile'' Eintracht in ihrer Heimat zu wahren, haben die Siedler die Thinge geschaffen.برای حفظ اتحاد شکننده در وطن خود، مهاجران دادگاهها و شوراهای محلی (Thing) را به وجود آوردند.