zurückfragen

Aussprache: /tsuˈrʏkˌfraːɡn̩/
Worttrennung: zu·rück·fra·gen
فعل

دوباره پرسیدن, سؤال متقابل کردن, استعلام مجدد کردن

Bedeutungen

1 intransitiv (بدون مفعول)

سؤالی را به خود پرسش‌کننده بازگرداندن یا پرسش متقابل مطرح کردن، به جای پاسخ دادن سؤال کردن

  • Anstatt die Frage zu beantworten, fragte er nur zurück.او به جای پاسخ دادن به سؤال، فقط سؤال متقابل پرسید.
  • Sie versuchte, die unangenehme Frage durch Zurückfragen zu umgehen.او سعی کرد با پرسیدن سؤال متقابل، از پرسش ناخوشایند اجتناب کند.
2 bei + Dativ (bei jemandem zurückfragen) / nach + Dativ (nach etwas zurückfragen)

برای رفع ناواضیاحی یا حصول اطمینان مجدد، سؤال پرسیدن، استعلام کردن

  • Ich muss bei Ihnen zurückfragen, ob die Lieferung pünktlich erfolgt.من باید از شما سوال کنم که آیا تحویل به موقع انجام می‌شود یا خیر.
  • Er fragte beim Lehrer nach, um sicherzugehen, dass er die Aufgabe richtig verstanden hatte.او از معلم پرسید تا مطمئن شود که تکلیف را درست فهمیده است.