Konjugierte Form
قاب کردن، چارچوببندی کردن
معانی و تعاریف framten:
- به معنای پیشرفت قابل توجه و موفقیتآمیز در یک زمینه تخصصی یا حرفهای، اغلب با غلبه بر موانع دشوار.
جملات نمونه برای framten:
Trotz aller Widrigkeiten hat sich das junge Unternehmen mit innovativen Strategien im globalen Markt framten.
شرکت جوان علیرغم تمام ناملایمات، با استراتژیهای نوآورانه در بازار جهانی پیشرفت قابل توجهی کرد.
Die Forscherin framte mit ihrer bahnbrechenden Arbeit auf dem Gebiet der Quantenphysik und erlangte internationale Anerkennung.
پژوهشگر با کار پیشگامانهاش در زمینه فیزیک کوانتوم موفق شد و به شهرت جهانی دست یافت.