französischstämmig

Aussprache: /fʁanˈt͡søːzɪʃˌʃtɛmɪk/
Worttrennung: fran·zö·sisch·stäm·mig
صفت

فرانسوی‌تبار

Bedeutungen

1

دارای اصالت یا ریشه خانوادگی از کشور فرانسه.

  • Der Koch ist französischstämmig und verwendet nur die besten Zutaten.این آشپز مرد اصالتاً فرانسوی است و فقط از بهترین مواد اولیه استفاده می‌کند.
  • Sie ist französischstämmig, lebt aber seit ihrer Kindheit in Deutschland.او اصالتاً فرانسوی است، اما از دوران کودکی در آلمان زندگی می‌کند.
  • Die Familie feiert den Nationalfeiertag, obwohl sie schon lange nicht mehr französischstämmig im Land lebt.این خانواده روز ملی را جشن می‌گیرند، اگرچه مدت زیادی است که دیگر اصالتاً فرانسوی در آن کشور زندگی نمی‌کنند.