frassen

Aussprache: /ˈfrasn̩/
Wortzerlegung: fras·sen
Wort

فرم صرف‌شده

Bedeutungen

1 Akkusativ

به طور حریصانه و بدون دقت خوردن (معمولاً برای حیوانات)، یا به صورت مجازی و تحقیرآمیز، چیزی را پذیرفتن یا تحمل کردن. این املا در گذشته رایج بوده است.

  • Die Hunde fraßen den Inhalt des Napfes in Sekundenschnelle.سگ‌ها محتویات کاسه را در عرض چند ثانیه خوردند.
  • Er musste die Kritik seiner Kollegen ertragen und fraß sie innerlich.او مجبور بود انتقادات همکارانش را تحمل کند و آنها را در درون خود قورت دهد.