frei geben
آزاد کردن، مجاز کردن، انتشار دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
مکان یا مسیری را برای استفاده عبور و مرور آزاد اعلام کردن
- Der Weg wurde für den Verkehr frei gegeben.مسیر برای رفتوآمد آزاد اعلام شد.
- Der Chef hat den Nachmittag frei gegeben.مدیر بعدازظهر را مرخصی داد.