frei lassen

Aussprache: /ˈfraɪ̯ ˌlasn̩/
Wortzerlegung: frei· las·sen
فعل

خالی گذاشتن، آزاد گذاشتن (جدانویسی اختیاری)

Bedeutungen

1 Akkusativ

جایی، فضایی یا فرمی را خالی و بدون علامت/تکمیل باقی گذاشتن

  • Bitte lassen Sie diese Zeile im Formular frei.لطفاً این سطر را در فرم خالی بگذارید.
  • Sie hat zwei Stühle für ihre Freunde frei gelassen.او دو صندلی را برای دوستانش خالی نگه داشت.