freiblättrig
گلبرگ آزاد
Bedeutungen
1
اصطلاحی در گیاهشناسی که به گلبرگهایی اطلاق میشود که به هم چسبیده نیستند و آزادانه قرار گرفتهاند.
- Die meisten Rosen sind freiblättrig, was ihre Blütezeit verlängert.بیشتر گلهای رز گلبرگ آزاد دارند، که زمان گلدهی آنها را طولانیتر میکند.
- Die Pflanze zeichnet sich durch ihre großen, freiblättrigen Blüten aus.این گیاه با گلهای بزرگ و گلبرگ آزاد خود مشخص میشود.
- Im Gegensatz zu vielen anderen Arten hat diese Blume freiblättrige Kronblätter.برخلاف بسیاری از گونههای دیگر، این گل دارای گلبرگهای آزاد است.