freigemachten
آزاد شده، آزاد کرده
Bedeutungen
1
Nominativ, Akkusativ, Dativ, Genitiv (بسته به نقش در جمله)
مربوط به فضایی که از موانع یا اشیاء پاکسازی شده و برای استفاده آماده است.
- Der freigemachte Parkplatz wurde sofort von einem neuen Fahrzeug belegt.پارکینگ پاکسازی شده بلافاصله توسط خودروی جدیدی اشغال شد.
- Nachdem der Tisch freigemacht worden war, konnten die nächsten Gäste Platz nehmen.پس از اینکه میز پاکسازی شد، مهمانان بعدی توانستند بنشینند.
2
Akkusativ (برای مفعول رها شده)
مربوط به کسی که از تعهدات یا مسئولیتها رها شده است.
- Der Soldat wurde nach langjährigem Dienst endlich von seinen Pflichten freigemacht.سرباز پس از سالها خدمت، سرانجام از وظایف خود معاف شد.
- Die freigemachten Erben mussten keine weiteren Schulden des Erblassers begleichen.ورثهای که از تعهدات معاف شده بودند، مجبور نبودند بدهیهای دیگر متوفی را بپردازند.