freihändig
بدون استفاده از دست، با دست آزاد (مثلاً در دوچرخهسواری)؛ با دست (بدون ابزار کمکی)
Beispiele
- Freihändig'' Rad fahren ist zwar nicht schwierig, aber trotzdem gefährlich.دوچرخهسواری 'بدون استفاده از دست' اگرچه دشوار نیست، اما خطرناک است.
- Freihändiges'' Fahren auf der Autobahn ist heute schon mit elektromechanischer Lenkung und Spurhaltesystemen möglich.رانندگی 'بدون استفاده از دست' در اتوبان امروزه با فرمان الکترومکانیکی و سیستمهای حفظ مسیر امکانپذیر است.