freikaufen
خریدن آزادی کسی، (sich) خود را از تعهد/قرارداد رها کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
شخصی را با پرداخت فدیه یا پول از بازداشت، اسارت یا زندان آزاد کردن
- Die Organisation kämpft dafür, politische Gefangene freizukaufen.این سازمان مبارزه میکند تا زندانیان سیاسی را با پرداخت پول آزاد کند.
2
sich + aus/von + Dativ
با پرداخت جریمه یا غرامت مالی، خود را از یک تعهد، قرارداد سنگین یا خدمت رها ساختن
- Der Spieler hat sich für drei Millionen Euro aus seinem Vertrag freigekauft.بازیکن با پرداخت سه میلیون یورو خود را از قراردادش رها (آزاد) کرد.