freilaufend
آزاد (حیوان)، بدون زنجیر، بدون قفس؛ آزاد (مکانیکی)، مستقل
Beispiele
- […] die Landwirte peinigten Alpträume von ''freilaufenden'' Wisentbullen, die heimlich Milchkühe besteigen und Mischlinge zeugen.کشاورزان کابوس گاوهای وحشی آزاد را میدیدند که مخفیانه گاوهای شیری را بارور میکردند و دورگهها میزاییدند.