freilegen

Aussprache: /ˈfraɪ̯ˌleːɡn̩/
Wortzerlegung: frei·le·gen
فعل

آشکار کردن (با خاک‌برداری)، آزاد کردن (زمان/مسیر)

Bedeutungen

1 Akkusativ

اشیاء باستانی، لوله‌ها، رگ یا عصب را با کنار زدن خاک، بافت یا موانع نمایان ساختن

  • Archäologen legten ein altes Grab frei.باستان‌شناسان یک مقبره قدیمی را از زیر خاک درآوردند.
  • Der Chirurg musste die Ader freilegen.جراح مجبور شد رگ را نمایان سازد.
2 Akkusativ

زمان، ظرفیت یا مجرایی را آزاد و آماده استفاده کردن

  • Die Umstrukturierung hat neue Ressourcen freigelegt.تغییر ساختار منابع جدیدی را آزاد کرد.
  • Wir müssen diesen Weg von Hindernissen freilegen.ما باید این مسیر را از موانع پاکسازی/آزاد کنیم.