freilegen
آشکار کردن (با خاکبرداری)، آزاد کردن (زمان/مسیر)
Bedeutungen
1
Akkusativ
اشیاء باستانی، لولهها، رگ یا عصب را با کنار زدن خاک، بافت یا موانع نمایان ساختن
- Archäologen legten ein altes Grab frei.باستانشناسان یک مقبره قدیمی را از زیر خاک درآوردند.
- Der Chirurg musste die Ader freilegen.جراح مجبور شد رگ را نمایان سازد.
2
Akkusativ
زمان، ظرفیت یا مجرایی را آزاد و آماده استفاده کردن
- Die Umstrukturierung hat neue Ressourcen freigelegt.تغییر ساختار منابع جدیدی را آزاد کرد.
- Wir müssen diesen Weg von Hindernissen freilegen.ما باید این مسیر را از موانع پاکسازی/آزاد کنیم.