freimachen
خالی کردن راه/میز، رها کردن خود، مرخصی گرفتن، برهنه کردن بالاتنه، تمبر زدن
Bedeutungen
1
Akkusativ
فضایی را خالی کردن یا راهی را باز کردن.
- Bitte machen Sie den Tisch frei.لطفاً میز را خالی کنید.
- Wir müssen den Weg freimachen.ما باید راه را باز کنیم.
2
sich + von + Dativ
خود را از ترس، افکار یا عادات قدیمی رها کردن.
- Er konnte sich nicht von seinen Ängsten freimachen.او نتوانست خود را از ترسهایش رها کند.
- Sie versucht, sich von Vorurteilen freizumachen.او سعی میکند خود را از پیشداوریها رها سازد.
3
Akkusativ / sich
از کار مرخصی گرفتن یا وقت خود را آزاد کردن.
- Ich habe mir für morgen freigemacht.من برای فردا مرخصی گرفتم.
- Anfang August mache ich 14 Tage frei.اوایل آگوست ۱۴ روز مرخصی میگیرم.
4
Akkusativ / sich
لباسهای خود (بهویژه بالاتنه) را برای معاینه پزشکی درآوردن.
- Bitte machen Sie den Oberkörper frei.لطفاً بالاتنه خود را برهنه کنید.
- Sie machte sich für die Untersuchung frei.او برای معاینه لباسهایش را درآورد.
5
Akkusativ
تمبر زدن به نامه یا مرسوله پستی.
- Briefe muss man freimachen, bevor man sie einwirft.نامهها را باید قبل از انداختن در صندوق تمبر زد.
- Bitte die Antwortkarte ausreichend freimachen.لطفاً به کارت پاسخ به میزان کافی تمبر بزنید.