freipressen
باجگیری برای آزادی زندانی/گروگان، به زور آزاد کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (Person)
از طریق تهدید، گروگانگیری یا فشار سیاسی، آزادی فردی را طلب کردن
- Terroristen versuchten, ihre Gesinnungsgenossen freizupressen.تروریستها تلاش کردند همپیمانان خود را با گروگانگیری آزاد کنند.