freischalten

Aussprache: /ˈfraɪ̯ˌʃaltn̩/
Wortzerlegung: frei·schal·ten
فعل

فعال کردن، آزاد کردن دسترسی، باز کردن قفل

Bedeutungen

1 Akkusativ

کارت اعتباری، سیم‌کارت، حساب کاربری یا مرحله بازی را فعال و قابل استفاده کردن

  • Sie müssen Ihre neue SIM-Karte erst online freischalten.شما باید ابتدا سیم‌کارت جدیدتان را به صورت آنلاین فعال کنید.
  • Nach der Zahlung wird der Zugang zum Kurs freigeschaltet.پس از پرداخت، دسترسی به دوره فعال می‌شود.