freisetzen
آزاد کردن (انرژی، مواد)، آزاد کردن (زندانی)، تعدیل نیرو کردن
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) freisetzen
آزاد کردن یا منتشر کردن (انرژی، گاز، مواد شیمیایی، پتانسیل)
- Bei der chemischen Reaktion wird viel Wärme freigesetzt.در این واکنش شیمیایی گرمای زیادی آزاد میشود.
- Das Projekt setzte neue kreative Potenziale im Team frei.این پروژه پتانسیلهای خلاقانه جدیدی را در تیم آزاد کرد.
2
jemanden (Akkusativ) freisetzen
از زندان یا اسارت آزاد کردن (افراد)
- Die Regierung setzte die politischen Gefangenen frei.دولت زندانیان سیاسی را آزاد کرد.
- Die Geiseln wurden bedingungslos freigesetzt.گروگانها بدون قید و شرط آزاد شدند.
3
Mitarbeiter / Personal (Akkusativ) freisetzen
تعدیل نیرو کردن، اخراج کردن کارمندان برای کاهش هزینهها
- Wegen der Krise muss das Unternehmen hunderte Mitarbeiter freisetzen.به دلیل بحران، شرکت مجبور است صدها کارمند را تعدیل نیرو کند.
- Durch die Umstrukturierung werden Stellen freigesetzt.با تجدید ساختار، پستهای شغلی تعدیل میشوند.