freistellen
معاف/مرخص کردن از کار، به اختیار کسی گذاشتن، جدا کردن سوژه (در عکاسی)
Bedeutungen
1
Akkusativ (+ von + Dativ)
کسی را از ادامه کار یا تعهدات شغلی/آموزشی مرخص یا معاف کردن (با حفظ یا قطع حقوق)
- Der Angestellte wurde für zwei Wochen von der Arbeit freigestellt.کارمند برای دو هفته از کار معاف (مرخص) شد.
- Sie wurde von der Teilnahme an dem Kurs freigestellt.او از شرکت در این دوره معاف گردید.
2
etwas (Akkusativ) jemandem (Dativ) freistellen
تصمیمگیری در خصوص انتخابی را کاملاً به اختیار شخصی واگذار کردن
- Ich stelle es Ihnen frei, ob Sie an dem Seminar teilnehmen.من این را به اختیار خودتان میگذارم که در سیمنار شرکت کنید یا خیر.
- Die Wahl des Themas ist den Studierenden freigestellt.انتخاب موضوع به عهده و اختیار دانشجویان گذاشته شده است.
3
Akkusativ
جدا کردن عکس یا شیء از پسزمینه در نرمافزارهای گرافیکی و عکاسی
- Der Grafikdesigner muss das Produkt sorgfältig freistellen.طراح گرافیک باید محصول را با دقت از پسزمینه جدا کند.
- Das Bild wurde für den Katalog freigestellt.عکس برای استفاده در کاتالوگ دوربری (از پسزمینه جدا) شد.