freitägig
روز جمعه
Bedeutungen
1
مربوط به یک روز جمعه خاص؛ در روز جمعه.
- Das freitägige Treffen wurde auf nächste Woche verschoben.جلسه روز جمعه به هفته آینده موکول شد.
- Wir planen einen freitägigen Ausflug in die Berge.ما یک سفر تفریحی در روز جمعه به کوهستان برنامهریزی میکنیم.
- Der freitägige Gottesdienst beginnt um 18 Uhr.مراسم عبادی روز جمعه ساعت ۱۸ شروع میشود.