freiten Aussprache:/ˈfraɪ̯tn̩/Wortzerlegung:frei·ten Konjugierte Form آزاد کردند، رها کردند معانی و تعاریف freiten:به معنای رهایی بخشیدن یا نجات دادن کسی یا چیزی از یک وضعیت دشوار، خطرناک یا محدودکننده، اغلب با بار معنایی عمیقتر از 'befreien'. جملات نمونه برای freiten:Der Philosoph versuchte, die Menschen von den Fesseln des Aberglaubens zu freiten.فیلسوف تلاش کرد تا مردم را از بند خرافات رهایی بخشد.Die humanitäre Organisation bemühte sich, die Gefangenen aus der humanitären Krise zu freiten.سازمان بشردوستانه تلاش کرد تا زندانیان را از بحران انسانی نجات دهد.