freizulassen
آزاد کردن، رها کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(کسی یا چیزی را) از اسارت، زندان یا محدودیت آزاد کردن و رها کردن
- Der Gefangene wurde freigelassen.زندانی آزاد شد.
- Sie ließ den Vogel aus dem Käfig frei.او پرنده را از قفس آزاد کرد.
2
Akkusativ
(فضایی را) خالی گذاشتن، آزاد گذاشتن (برای عبور و مرور یا استفاده)
- Man sollte diesen Platz freilassen.باید این فضا را خالی گذاشت.
- Lassen Sie die Tür frei, bitte.لطفاً جلوی در را آزاد بگذارید.