freizusetzen
آزاد کردن، رها کردن، بسیج کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
(انرژی، گاز، ماده) آزاد کردن، رها کردن
- Die Reaktion setzt viel Energie frei.این واکنش انرژی زیادی آزاد میکند.
- Bei der Verbrennung werden schädliche Gase freigesetzt.در هنگام سوختن، گازهای مضر آزاد میشوند.
2
Akkusativ
(کسی را) از وظیفه، شغل یا تعهدات آزاد کردن، برکنار کردن
- Der Mitarbeiter wurde freigesetzt.کارمند از کار برکنار شد (اخراج شد).
- Sie wurden aus ihren Verpflichtungen freigesetzt.آنها از تعهداتشان آزاد شدند.
3
Akkusativ
(منابع، بودجه، امکانات) آزاد کردن، در دسترس قرار دادن
- Es wurden zusätzliche Mittel für das Projekt freigesetzt.بودجه اضافی برای پروژه آزاد شد.
- Die Regierung hat Gelder für den Wiederaufbau freigesetzt.دولت برای بازسازی بودجه آزاد کرده است.